gfdfgdgfdfgdfgdfgdgfdfgdfgdfgd

نگاهی بر تاریخ عراق
تاریخ عراق قدمتی بالغ بر 3000 سال دارد، عراق از باستانی ترین کشورهای جهان است برخی ها از آن به عنوان گهواره تمدن یاد می کنند. در ابتدا به این سرزمین میان رودان (به عربی: بَین النّهرین) گفته می‌شد. عراق دارای تمدن و فرهنگ دیرینه و پرباری است. سومریان، اکدی‌ها و آشوری‌ها نخستین تمدن‌های باستانی عراق را چند هزار سال پیش از میلاد بنیاد نهادند. تاریخ ایران و عراق از دیرباز تا کنون با هم آمیخته بوده است و عراق پیش از اسلام جزئی از ایران به احتساب می آمده است. با توجه به مطالب مذکور مطالعه تاریخ عراق، خالی از لطف نخواهد بود.
 
 
قبل از میلاد

سومريان (4500 ق.م ـ 2300 ق.م)
در اين دوره، ملّت سومر در بخش جنوبي عراق و در دو سمت رودخانه هاي دجله و فرات سکونت داشته اند و بنا بر کاوشهاي باستانشناسان، اين قوم که نژاد آنها همچنان مورد ترديد است، داراي تمدن کشاورزي قابل توجهي بوده و چندين شهر را به نامهاي: «ارک»، «اريدو»، «لاجش» و جزاينها پايه ريزي کرده بودند. پايتخت اين سلسله حاکم، شهر باستانيِ «اور» بوده است. سومريان بر اثر حملات جنگجويان اکدي از ميان رفتند.








اَکديان (4500 ق.م ـ 2300 ق.م)
همزمان با حکومت سومريان در جنوب عراق، در ميانه عراق سلسله ديگري از مردمان سامي نژاد زندگي مي کردند و داراي شهرهاي آبادي همچون: «بورسيبا»، «کيش»، «نفَّر»، «اجاده» و جز اينها بودند و همواره بر سر تصاحب زمينهاي کشاورزي با دولت جنوبي خود به نزاع بر مي خاستند تا آنکه در سال 2750 ق.م مردي به نام «سرجون اَکدي» در ميان آنان به قدرت رسيد و توانست با جنگها و حملات خود سومريان را نابود و سرزمينهاي آنان راتصاحب کند،ليکن ملّت شکست خورده سومري بار ديگر توانست اکديان را در حملات خود شکست دهد. پس از آن حاکمان سومري و اکدي به توافق رسيدند و در سال 2500 ق.م، کشور يکپارچه اي به نام «اکد و سومر»، که تماميِ ميانه و جنوب عراق را در بر مي گرفت، به پا داشتند.















ايلاميان (عيلاميان)
اينان مردماني بودند که در منطقه کوهستاني شمال خوزستان زندگي مي کردند و پايتختشان شهر شوش بود. داراي دولتي مقتدر و جنگجوياني دلير بودند. سربازان ايلامي در سال 2320 ق.م به سرزمين اکديان حمله ور شدند و پس از اشغال پايتخت آنان، پادشاه اکدي را به اسارت خود در آوردند و بتدريج نفوذ و سيطره خود را بر سر تا سر ميانه و جنوب عراق گسترش  دادند.






بابليان (2200 ق.م)
يکي از قبايل سامي به نام «عموريان» که همواره در کناره هاي درياي مديترانه سکونت داشتند، به منظور دست يابي به منابع آب و کشاورزي، به سمت شرق حرکت کرده و سرزمينهاي مياني عراق را به اشغال خود در آوردند و پايتخت خود را شهر بابل (در نزديکي حلّه کنوني) قرار دادند. دهها سال ميان عموريان و ايلاميان جنگها در گرفت و همچنان ادامه داشت تا آنکه ششمين پادشاه عموري با قدرت تمام به جنگ ايلاميان رفت و پس از شکست دادن ارتش آنان، شهر شوش پايتخت ايلاميان را به اشغال خود درآورد و بدين ترتيب امپراتوري عظيم خود را پايه ريزي کرد که از آن پس به نام «امپراتوري بابليان» شهرت يافت. او شهر بابل را به اوج عظمت و شکوه و جلال رسانيد که امروزه آثار آن زينت بخش موزه هاي جهان است.

















آشوريها (1300 ق.م ـ 606 ق.م)
يکي از قبايل سامي آشوريان هستند که در سال 3000 ق.م به شمال عراق هجرت کردند. آنان نخست جزو قلمرو سومريان و سپس بابليها قرار گرفتند. مردمان اين قوم به شجاعت و جنگجويي شهرت داشتند و به همين جهت نيروي نظامي دو حکومت پيشين را تشکيل مي دادند. آنها پس از ضعف دولت بابليها، نخست ايالات اطراف خود و سپس بابل را اشغال کردند و همچنان به توسعه امپراتوري خويش مشغول بودند تا آنکه در سال 800 ق.م سرتاسر عراق و سرزمينهاي شرق درياي مديترانه و شمال آن را تا حدود ارمنستان در سيطره خود داشتند. پادشاه «سرجون دوم» و فرزندش «سنحاريب» يکي از مشهورترين پادشاهان اين امپراتوري بودند.







تمدن بابل و آشور


 
درحالیکه تمدن بابل در جنوب بین النهرین شکل می گرفت، قوم وحشی و جنگجوی آشور به شمال بین النهرین حمله و آنجا را تصرف کردند. آشوریان با غارت ثروت همسایگان و بیگاری گرفتن اسیران، برای خود کاخ های بزرگی در شهرهای آشور، نمرود و نینوا ساختند.
سالهای سال تمدن های ایلام، بابل و آشور با یکدیگر می جنگیدند. در یکی از این جنگها، ایلامی ها توانستند آشوریان و بابلیان را شکست دهند و بخشی از سرزمین آنها را تحت سیطره امپراطوری خود در بیاورند. پس از گذشت چند قرن، سرانجام آشوریان و بابلیان توانستند مناطق از دست داده را دوباره باز پس گیرند.
یکی از معروفترین پادشاهان بابل، حمورابی نام داشت. در زمان حکومت این پادشاه (حدود 1800 سال قبل از میلاد) بابل به شهری بزرگ و مترقی تبدیل شد و جمعیت زیادی برای سکونت به بابل آمدند، بطوریکه پس از مدتی این شهر پرجمعیت به سختی اداره می شد. به همین دلیل و برای برقراری نظم، به دستور پادشاه (حمورابی) قوانینی را روی سنگ بزرگی نوشتند و آن را در میدان شهر قرار دادند تا همه مردم آن را ببینند و دستوراتش را رعایت کنند.
حدود 1100 سال قبل از میلاد، در یکی از جنگها که عیلامیان توانستند بابلی ها را شکست دهند، لوح حمورابی را بهمراه غنائم دیگر به شوش آوردند. متاسفانه چند سال پیش فرانسویان، این لوح سنگی بسیار گرانبها را از ایران سرقت و به موزه لوور پاریس منتقل کردند. (لوح حمورابی: پادشاه در مقابل خدای بابل ایستاده تا قوانین را از او بگیرد.) پس از حمورابی، حاکم ستمگری بنام نمرود در بابل به سلطنت رسید. در زمان پادشاهی او، حضرت ابراهیم (ع) به پیامبری برگزیده شد.
با مرگ حمورابی، آشوریان که از زیر سلطه بابلی ها بیرون آمده بودند، کم کم خود را باز یافته و توانستند کشور مقتدری بوجود آورند. مردان جنگجوی آشور هر از چند گاهی به کشور های همسایه، حمله و اموالشان را غارت می کردند. یکی از پادشاهان بزرگ آنها بنام آشورنصیرپال دوم (حدود 850 قبل از میلاد) با استفاده از روش های خشونت آمیز و بی رحمانه چنان حکومتی در آشور برقرار کرد که نامش تا سالیان دراز در تمام عالم وحشت می آفرید.
او در یکی از کتیبه هایش آورده: «شهر را تسخیر کردم، 600 تن از جنگجویان را از دم تیغ گذراندم، 3000 اسیر را زنده زنده در آتش سوزاندم، همه را کشتم، پوست حاکم شهر را کندم و سپس آنرا بر فراز دیوار شهر پهن کردم»
از دیگر پادشاهان آشور می توان از سارگون دوم (حدود 700 قبل از میلاد) و آشوربانی پال دوم (حدود 650 قبل از میلاد) نام برد. سارگون دوم در خورساباد و آشوربانی پال در نینوا کاخهای مجلل و باشکوهی ساختند و در ورودی این کاخ ها، مجسمه های غول پیکری از موجودات افسانه ای بنام لاماسو (lamassu) قرار دادند. آشوریان از این مجسمه های باشکوه که به شکل گاو های بالدار با سر انسان بودند برای حفاظت کاخ ها و ایجاد رعب و وحشت میان دشمنان خود استفاده می کردند.
طرح جالبی که در این مجسمه ها بکار رفته، این است که لاماسو ها پنج پا دارند. اگر از پهلو به آنها نگاه کنید، چهار پا دارند و اگر از روبرو نگاه کنید دو پا خواهید دید. در هر دو حالت طرحی کامل و بدون نقص مشاهده می شود.
آشوریان داخل قصرهایشان نقش های برجسته زیادی حکاکی می کردند. بیشتر این نقش ها خوی وحشی، و جنگجویی و علاقه آنها را به شکار نشان می دهد. ایرانیان بعدها شبیه این مجسمه ها و نقش های برجسته را در کاخ های تخت جمشید (پرسپولیس) ساختند.

از آنجا که خوی جنگجویی آشوریان در آشوربانی پال نیز وجود داشت، او هم شروع به توسعه قلمرو خود و حمله به همسایگان کرد. او به ایلام یورش برد و با ویران ساختن شهر شوش و قتل عام هزاران نفر از مردم بیگناه، تمدن باستانی عیلامی را از صحنه روزگار محو کرد (640 پیش از میلاد).
در کتیبه ای که از آشوربانی پال به مناسبت نابودی شوش بجا مانده، چنین آمده: «من، شوش، شهر بزرگ و مقدس را به دستور خدایان آشور گشودم. من وارد کاخ هایش شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم،من همه آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزیین شده بود، شکستم، من معابد ایلام را با خاک یکسان کردم، من شوش را تبدیل به ویرانه ای کردم و بر زمینش نمک پاشیدم، من دختران و زنان و همه مردان را به اسارت گرفتم. از این پس دیگر کسی در عیلام صدای شادی مردم و صدای سُم اسبان را نخواهد شنید». این ویرانگری و کشتار بی رحمانه آشوربانی پال در ذهن ایرانیان باقی ماند تا اینکه در کمتر از نیم قرن بعد، مادها به رهبری هُوَخْشَتْرَه توانستند انتقام سختی از آشوریان بگیرند.

 


کلدانيها (606 ق.م ـ 539 ق.م)
پس از ضعف امپراتوري آشور، در نتيجه شورش مردمان تحت فرمان آنها در ايالات دوردست و اختلافات داخلي، يکي از قبايل سامي به نام «کلدو» که در جنوب عراق به دامداري مشغول بود، سر به شورش برداشته و با سربازان آشوري به نبرد بر خاست. وسرتاسر جنوب عراق را اشغال نمود و سپس شهر بابل را به تصرف درآورد و آنگاه به همراه پادشاه ماد، پايتخت آشوريان را مورد حمله قرار داد و پس ازاشغال آن، سرزمينهايشان راميان قوم خود تقسيم کرد. کلدانيها در سال 606 ق.م آشوريها را نابود ساختند و دولت بابليان جديد را در شهر بابل پايه ريزي کردند.
يکي از مشهورترين پادشاهان آنان به نام «نَبوکَدنَصَر» يا «بُخت نصر» بود که 40 سال پادشاهي نمود و مصريان را شکست داد و پايتخت يهوديان (اورشليم) را تسخير و ويران کرد و هزاران يهودي را به اسارت گرفت و به بابل آورد. در دوران اين پادشاه علم رياضيات و نجوم پيشرفت فراواني کرد و تقسيم شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقيقه و هر دقيقه به 60 ثانيه، و تعيين ماههاي خورشيدي و قمري و پيش بيني خسوف و کسوف و جز اينها، از اکتشافات اين دوره است.


 


يونانيها (331 ـ 247 ق.م)
اسکندر کبير پس از به قدرت رسيدن در يونان، به جنگ با ايرانيها شتافت و نخست آسياي صغير را اشغال کرد و سپس در سال 331 ق.م موفق شد و سرتاسر عراق را تحت سيطره خود در آورد. پس از مرگ اسکندر «سلوکي» به حکمراني عراق رسيد و دولت سلوکيان را در عراق ايجاد کرد که تا سال 247 ق.م دوام يافت.















پارتيان (247 ق.م ـ 226 م)
اينان يکي از اقوام آريايي ساکن در خراسان کنوني بودند که بتدريج متصرفات خود را توسعه دادند و عاقبت سلوکيان را از ايران و عراق راندند و خود جايگزين آنان شدند و شهر تيسفون را پايتخت خويش قرار دادند. پارتيان 473 سال حکومت راندند و عاقبت «آردوان» آخرين پادشاه آنان در سال 226 م. توسط سلسله ساسانيان از ميان رفت.













بعد از میلاد

ساسانيان (226 م ـ 652 م)
اين امپراتوري چهار قرن عراق را در تصرف خود داشت و پايتخت آن شهر تيسفون بود، تا اين که عاقبت در سال 16 هجري ارتش اسلام لشکريان ايراني را شکست داد و دين مُبين اسلام وارد عراق و ايران گرديد. در دوره حکمراني ساسانيان، عراق پيشرفتهاي فراواني در زمينه هاي کشاورزي و شهرسازي کرد که بسياري از آثار آن تا صدها سال بعد باقي بود.





عهد راشدی
از سال 632 تا 661 میلادی و 11-40 ه.ق  دوره راشدی 
در عهد راشدی  فتح عراق به دست مسلمانان تکمیل می شود که ادامه فتوحات ابوبکر خلیفه اول  استو پس از آن عمر بن خطاب خلیفه دوم که دو شهر بصره و کوفه را بنا نهاد و عراق به دست نمایندگانی که از جانب خلیفه گماشته می شدند اداره می گردید تا اینکه امام علی شهر کوفه را پایتخت خود نهادند. در عهد راشدی ایالت موصل دو والی داشت که یکی از آنها جناب مالک اشتر النخعی بودند که از جانب  علی بن ابی طالب گماشته شده بودند و دومی ضحاک بن قیس بود که نماینده معاویه بود.
اسم این دوره برگرفته از خلفای چهارگانه راشدون (ابوبکر، عمر، عثمان، علی(ع))  می باشند و به آن عهد راشدی اطلاق می شود.
















حکومت امویان
از 661 الی 749 میلادی (41-132 ه.ق)
در این دوره عراق کاملاً  تحت تسلط حکومت امویان بود که دمشق را پایتخت خود کردند. در این دوره عراق شاهد جنگ های زیادی میان طرفداران امام علی بن ابی طالب و حکومت امویان بود که تا زمان حکومت عباسیان در سال 132 ه.ق  ادامه داشت.





حکومت عباسیان
از 750-1258 میلادی (132-656 ه.ق)
با به قدرت رسیدن عباسیان ،پایتخت دولت اسلامی از دمشق به بغداد منتقل می شود  که عباسیان آن را بنا می نهند تا پایتخت علم و ترجمه تمدن های مختلف جهان گردد. مرکز علمی بغداد بیت الحکمه بود که توسط مامون در سال 830 میلادی ساخته می شود. در این دوره خانواده های زیادی تبلور میابند از جمله اعراب( بنی ملهب) یا فارس ها از جمله برمکیان و سلجوقیان که به نام پادشاه از تاریخ 1055-1152 میلادی حکومت نمودند. عراق در این دوره شاهد جنگ های داخلیمتعددی بود تا اینکه در سال 656 ه.ق به دست هولاکو خان مغول سقوط کرد.

















حکومت مغولان
از 1258 تا 1534 میلادی حکومت مغول
مغولان در ماه فوریه 1258 م وارد بغداد شدند و پس از تحویل حکومت به مستعصم مغولان حمله کرده و 5روز پس از تصرف عراق کشته می شود. بغداد دچار غارت  و قتل و شد  مغولان عراق را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم نمودند که پایتخت قسمت شمالی موصل و پایتخت قسمت جنوبی بغداد بود. کشور توسط حاکمان مغولی و همکاران ترکمن اداره می گشت.
در سال 1401 مغولان تیموری به فرماندهی تیمور لنگ به عراق حمله کرده و بغداد و بغداد را به پایتختی خود برگزید و سپس حکومت را به ترکمن ها سپرد تا اینکه صفویان زمام امور را به دست می گیرند  و تا سال 1534 که عراق به دست عثمانی ها می افتد تحت تصرف آنها بود.





تاریخ معاصر
 
حکومت عثمانی
از 1534 تا 1918 میلادی
عراق در عهد عثمانی شاهد تلاشهای زیادی در زمینه اصلاح و عمران بود و اولین انقلاب ضد حاکم عثمانی در سال 1832 میلادی در بغداد رخ داد، از دلایل اساسی این شورش درخواست روحانی عبدالغنی آل جمیل از حکومت مرکزی جهت توقف عملیات خشونت آمیز و وحشیانه علیه مردم بود ولی والیان و متولیان پاسخی به درخواست وی نمی دهند و شورش به نام می ثبت می گردد.پس از آن شورش های زیادی علیه حکومت عثمانی صورت می گیردغیر از آنکه چالش هایی که حکومت عثمانی با ان مواجه بود باعث عقب ماندن دوره اصلاحات شد.طی این دوره حاکمان زیادی عزل می شدند یا استعفا می دادند و روال به همین نحو بود تا اینکه در سال 1918 انگلیس عراق را تصرف کرد.





استعمار بریتانیا
از  1918 – 1921 میلادی استعمارمستقیم
مصادف با آغاز جنگ اول جهانی در نوامبر 1914 انگلستان شهر بصره و عماره و ناصریه را در سال 1915 و بغداد را در  1917تصرف می نماید  تا اینکه در 1918 کاملا عراق را تحت تصرف خود در می آورد. در ژولای 1920 انقلاب بیستم ژوئن در عراق منجر به تشکیل حکومت پادشاهی موقت با اداره مجلس وزرای عراقی  و با حاکمیت اعلای پادشاهی بریتانیا تشکیل می شود.در سال 1921 فیصل اول طی یک رأی گیری عمومی به پادشاهی عراق انتخاب می شود.














پادشاهی و استقلال
از 1921-1932 میلادی

حضور ارتش انگلیس در عراق با بهانه تهدیدات کردها و حمایت ترک ها از آنها ادامه پیدا کرد تا اینکه شورش ها و انقلاب های متعدد فیصل را مجبور کرد که از انگلیس در خواست لغو حکم را نمود. با موافقت انگلیس پیمان اتحاد 1922 تصویب شد و اولین انتخابات پارلمان عراقی در سال 1925 صورت گرفت. در سال 1931 نفت در عراق کشف شد و پیمان هایی میان عراق با آلمان،فرانسه و امریکا منعقد شد. در اکتبر 1932 عراق با موافقت بریتانیا به جامعه ملل پیوست. ملک فیصل در سال 1933 فوت کرد و پسرش غازی جایگزین وی شد تا اینکه در سال 1939 در یک تصادف رانندگی فوت کرد.

انقلاب  1941 رشید گیلانی علیه انگلیس
سلطان فیصل دوم پسر سلطان غازی که سه ساله بود سه سال زمام امور را به دست گرفت و نوری سعید کسی بود که دولت را با حمایت انگلیس اداره می نمود. در همان سال عراق با آلمان ارتباط خود را قطع می کند. در سال 1941 انقلابی علیه سلطه انگلیسی با رهبری رشید گیلانی و هم پیمان هایش که رهبران ارتش عراقی بودند صورت گرفت ولی انگلستان زمام امور را به دست گرفت و سروران ارتش را اعدام نمود که اساس انقلاب 1958 محسوب می گردد. سپس حکومتی حامی انگلیس با ریاست جمیل مدفعی تشکیل می شود که با استعفای خود جای خود را به نوری سعید می دهد. در سپتامبر 1943 عراق علیه دولت های محور اعلام جنگ می کند.

از 1945 تا 1958 شورش های داخلی

در سالهای 1945-1946 شورشی به رهبری قبایل کردنشین رخ داد که گفته می شود حمایتگر آنها روسیه بوده. در ان زمان انگلیس نیروهای خودرا به عراق برای حفاظت از منابع نفتی ارسال نمودو پس از پایان شورش کردها در سال 1947 نوری سعید با پادشاه اردن برای اتحاد بین دو کشور شروع به مذاکره کرد و در همان سال معاهده برادری منعقد نمودند که منجر به توافق  مشارکت ارتشهای کشور برای مقابله با اسرائیل شد. مابین سال های 1349-1958 عراق شاهد شورش ها و مسائل مختلف داخلی و خارجی بود از جمله  شورش کارکنان نفت در 1948، و انقلاب ژانویه که منجر به انعقاد معاهده پورتسموت میان عراق و انگلیس شد، انقلاب 1952 که درخواست مردم اجرای انتخابات مستقیم بود، موافقتنامه امنیتی بغداد با ترکیه در 1955 که ایران،پاکستان و انگلیس به آن ملحق می شوند.

سقوط پادشاهی و انقلاب جمهوری از 1958 تا 1966

در ماه جولای 1958 انقلابی با رهبری عبدالکریم قاسم شکل گرفت و طی آن سلطان فیصل دوم، دایی وی عبدالله و نوری سعید کشته شدند. حکومت جمهوری با ریاست محمد نجیب ربیعی و نخست وزیری عبدالکریم قاسم و با اختیارات وسیع در اداره مملکت شکل گرفت. همچنین عراق از پیمان اتحاد با اردن در سال 1959 کناره گیری کرد و در سال 1960 از پیمان اتحاد با ترکیه پس از خروج انگلیس از کویت کناره گیری نمود. در 8 فوریه 1963 حزب بعث علیه عبدالکریم قاسم انقلاب کرد و عبدالسلام عارف که بعثی نبود به رئیس حکومت شد.پس از فوت وی عبدالرحمان عارف برادر وی به سال 1966 رئیس کشور شد.

انقلاب بعث  از 1968 تا 1979
انقلاب حزب بعث با هماهنگی برخی عناصر غیر بعثی در سال 1968 پیروز شد و ریاست آن را احمد حسن بکر به دست گرفت و احمد حسن بکر ریاست مملکت را به عهده گرفت. سیاست های عراق به سمت روسیه بود و بکر موافقت نامه خودمختاری کرد ها را امضا کرد که طی آن توانستند در پارلمان و هیئت وزرا شرکت نمایند. در سال 1971 عراق مرز خود را با اردن می بندد و در سال 1972 نفت عراق ملی شد. در مارس 1974مجدداً تنش ها با کردهای شمال آغاز شد. با امضای موافقت نامه الجزایر با ایران به سال 1975 ایران حمایت های خود را از کردها متوقف کرد و تنش ها کاهش یافت. همچنین احمد بکر تلاش کرد با سوریه روابط نزدیک برقرار کند و در سال 1979 با استعفای محمد حسن بکر حکومت به دست صدام حسین افتاد. پس از انقلاب 1357 ایران عراق انقلاب و حکومت جدید ایران را شناسایی کرد.


 




جنگ ایران و عراق
از سالهای 1980-1988 میلادی
جنگ دو کشور به ادعای عراق بر اینکه ایران در 17 سپتامبر 1980 ایران به شهرهای مرزی اش حمله کرده شروع شد و صدام حسین پیمان 1975 الجزایر را لغو کرد. در 22 سپتامبر 1980 عراق به خاک ایران حمله کرد و آتش جنگ برافروخته شد. در هفتم ژوئن 1981 هواپیماهای اسرائیلی به مراکز مطالعات هسته ای عراق حمله کرد و هشت سال بعد از جنگ ایران و عراق که حدود یک میلیون کشته داشت سازمان ملل متحد در مردادماه 1988 قطعنامه 598 را شامل توصیه طرح صلح صادر کرد. پس از پایان جنگ عراق مجدداً ارتش مسلح خود را تقویت کرد. مرکز مطالعات سلح استوکهلم اعلام کرد که در سال های 1973 و 2002 واردات اسلحه عراق بصورت زیر می باشد:
57% از روسیه، 13% از فرانسه، 12% از چین ،1% از امریکا و کمتر از 1% از انگلستان.
شمشیرهای قادسیه در بغداد،پایتخت عراق،که به دستور صدام برای ادعای پیروزی بر ایران (در جنگ تحمیلی ایران و عراق) ساخته شد.
ساخت این بنا در سال ۱۳۶۵ (دو سال قبل از پایان جنگ ایران و عراق) آغاز شد و شامل دو دست که از خاک بیرون آمده‌اند می‌شود. شکل و فرم هر دست را طراح آن از روی دستان خود صدام طراحی کرده است. هر دست نیز شمشیری به شکل کمان در دست دارد که در نوک به شمشیر دیگر وصل می‌شود. این بنا پس از طراحی توسط دو پیمان‌کار انگلیسی و آلمانی ساخته شد.
پس از ساخت، به دستور صدام، کلاهخود ۵۰۰۰ ایرانی کشته شده در جنگ را در اطراف آن قرار دادند. در هر یک از کلاه‌خودها نیز با شلیک یک گلوله، سوراخی در آن ایجاد کردند. بعضی از کلاه‌خودها را نیز با سیمان به جاده زیر شمشیرها چسباندند تا در موقع رژه سربازان لگد مال شود.





دوره جنگ دوم خلیج تا سقوط صدام حسین
پس از  اشغال کویت در سال 1990 و بیرون راندن نیروهای ارتش عراقی توسط نیروهای ائتلاف سازمان ملل و تا سال 2003 عراق به شدت منزوی و وضعیت اقتصادی اش نابسامان شد.پس از خروج عراق از کویت انقلاب شعبانیه روی داد که به وسیله حکومت عراق به شدت سرکوب شد و پروازهای شمال و جنوب عراق کنسل شد. در 27 تیرماه  نیروهای آمریکایی به وزارت اطلاعات و مراکز آن به بهانه اینکه عراق مسبب ترور نا موفق جورج بوش پدر بود حمله نمود.
در 14 آوریل 1995 قطعنامه 986 شورای امنیت که در آن مجوز از سرگیری بخشی از صادرات نفت عراق را مقابل دریافت مواد غذایی صادر کرد. در ابتدا عراق با این تصمیم موافقت نکرد ولی در دسامبر 1996 قرار تنفیذ گردید.
در آگوست  1995 حسین کامل داماد صدام و برادرانش از عراق به اردن رفته و پناهندگی سیاسی گرفتند ولی  دوری از دنیای سیاست را تحمل نکرد و به عراق بازگشت تا اینکه به دست صدام به علت خیانت عشایری اعدام شد.
در 15 اکتبر  1995 صدام در یک رفراندوم سوری 99.9% آرا را کسب کرد و نتیجه این رای گیری مشروعیت ماندن در حکومت برای 7 سال دیگر بود.






















عراق پس از سقوط صدام

در ماه آوریل 2003 ارتش ایالات متحده آمریکا لیستی تشکیل داد که شامل 55 نفر از رژیم سابق بود و اکثر آنها در دوره های زمانی مختلف دستگیر شدند، در آن زمان  رژیم ائتلافی با ریاست پول بریمر تشکیل شد و شورای امنیت سازمان ملل قرار اداره کشور عراق به دست ایالات متحده را تصویب نمود و به محاصره اقتصادی عراق پایان بخشید. در جولای 2003 اولین شورای حکومتی عراق با اداره آمریکا تشکیل شد و سپس پسران صدام عدی و قصی در نینوا کشته شدند.
در آگوست 2003 نیروهای اپوزیسیون حملات خود را آغاز کردند که از جمله آنها بمبگذاری سفارت اردن و قتل 11 نفر از آنها، حمله به مقر سازمان ملل و 22 نفر از جمله نماینده برزیلی سازمان ملل در عراق سرجیو دومیلو و دستگیری علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی که حلبچه را بمباران کرد، کشته شدند و 125 نفر در انفجار نجف از جمله سید محمد باقر حکیم کشته شدند.
در اکتبر 2003  شورای امنیت  به اشغال عراق توسط آمریکا مشروعیت بخشید و بر انتقال هرچه سریعتر حکومت به عراقی ها تاکید می کند ولی اوضاع امنیتی پس از اینکه رئیس جمهور امریکا پایان عملیات نظامی را در عراق اعلام کرد تعداد کشته شدگان سربازان آمریکایی در ماه نوامبر بیشتر از سربازان کشته شده خلال جنگ بود بصورتی که در یک ماه 105 سرباز از نیروهای ائتلاف کشته شدند.
در 14 دسامبر 2003 صدام حسین در تکریت دستگیر شد و  شورای حکومتی قانون اساسی موقت را پس از اختلافات زیادی که در خصوص میزان نقش اسلام و مطالبات کردها در ارتباط با خودمختاری بود، تصویب کرد. در آوریل 2004 شبه نظامیان مقتدی صدر شروع به حمله به  نیروهای ائتلاف کرد، در همان زمان تصویرهایی از تجاوزات صورت گرفته توسط ارتش امریکا در زندان ابوغریب منتشر شد و رئیس شورای  حکومتی  عز الدین سلیم در یک بمبگذاری خارج از مقر نیروهای ائتلاف کشته شد.
در اول ژوئن 2004 حکومت موقت عراق  تشکیل شد که مدتی بعد منحل شده و به جای آن حکومت انتقالی  تشکیل شد که از وظایف اصلی آن  آماده سازی برای انتخابات عراقی جهت انتخاب مجلس نمایندگان و تصویب قانون اساسی دائمی بود.

 
 

مهم ترین جنگ های عراق
 
 
• جنگ های عراق از ابتدای تاسیس
• جنگ جهانی اول و استعمار عراق توسط بریتانیا با فرماندهی ژنرال استنلی در 1916 میلادی
• جنگ جهانی دوم و استعمار دوم عراق توسط بریتانیا در اثر انقلاب رشید عالی گیلانی در سال 1941 میلادی
• جنگ اول اعراب با اسرائیل در 1948 میلادی پس از تشکیل دولت صهیونیسم در سال 1941 میلادی
• جنگ سوم اعراب با اسرائیل در سال 1967 پس از تجاوز اسرائیل به اعراب.
• جنگ چهارم اعراب با اسرائیل در 1973 میلادی که به آن جنگ اکتبر 1973 طلاق می شود.
• جنگ اول خلیج یا جنگ ایران و عراق
• جنگ دوم خلیج یا استعمار کویت 1990 میلادی
• جنگ سوم خلیج یا اشغال عراق توسط امریکا 2003 میلادی








 

 
مشاهیر

آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی

آقا سیّدابوالحسن اصفهانی بن سیّدمحمّد موسوی مدیسه ای لنجانی بن سیّدعبدالحمید بن سیّدمحمّد موسوی، از اکابر فقهای امامیّه و از مراجع تقلید جهان تشیّع، عالم فاضل کامل فقیه اصولی و متکلّم محدّث جامع در سال 1284ق در قریه «مدیسه» از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد، و برای تحصیلات خود راهی اصفهان شد، و در درس سیّدمهدی نحوی، آخوند کاشی، میرزا یحیی مدرّس و میرمحمّدصادق کتاب فروش و میرزاابوالمعالی کلباسی حاضر شد. سپس برای تکمیل آن به نجف اشرف عزیمت نمود. دو سال در درس میرزای شیرازی در سامرا شرکت نمود، و پس از وفات استاد، نزد آخوند خراسانی ادامه تحصیل داد، و پس از وفات وی، در درس میرزا محمّدتقی شیرازی حضور یافت، و سرانجام به اجتهاد نائل آمد، و از آخوند خراسانی، حاج میرزا محمّدتقی شیرازی، شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی و آقا سیّدحسن صدر اجازه روایت دریافت نمود. موقعیّت ایشان روز به روز تحکیم یافت، و شهرت ایشان از مرزهای عراق فراتر رفت، تا این که در سال 1344ق ریاست معنوی جهان تشیّع و مرجعیّت شیعیان در عراق، ایران، لبنان، افغانستان، پاکستان و هند به او اختصاص یافت.
پس از شکست عثمانی ها در جنگ جهانی اوّل و اشغال عراق به دست نیروهای انگلیسی و قیمومیّت انگلستان بر عراق، آقا سیّدابوالحسن اصفهانی برای مبارزه با اشغالگران، با همکاری میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی، میرزا حسین نایینی، سیّدمصطفی کاشانی و میرزا علی شهرستانی مردم را به قیام علیه کفّار تشویق نمودند؛ امّا با فوت سیّدمصطفی کاشانی و شریعت اصفهانی، این قیام سرکوب شد. بار دیگر علمای عراق همچون اصفهانی، شهرستانی و نایینی به حمایت از قیام عشایر جنوب عراق برخاستند، و فرمانروای انگلیسی عراق، آنان را به ایران تبعید کرد. ولی پس از هشت ماه، آنان به عراق بازگشتند.
او علاوه بر مرجعیّت و صدور فتوا، صدها شاگرد دانشمند تربیت نمود، و از لحاظ بزرگ منشی، درایت، زهد، و اهتمام به امور مسلمانان، الگویی کم نظیر به شمار می رفت. در شب 16 صفر 1349ق طلبه ای جاهل به نام شیخ علی اردهالی کاشانی با کارد به سیّد محمّدحسن فرزند جلیل القدر او حمله   کرد، و در صف نماز، او را شهید نمود. آیت اللّه اصفهانی از او گذشت نمود، و با صبوری و توکّل بر خدا، تحمّل این مصیبت را بر خود هموار نمود. او در هنگام غروب آفتاب دوشنبه 9 ذی الحجّه 1365ق در کاظمین وفات کرد، و پیکرش در یکی از حجرات صحن حضرت علی علیه السلام در نجف مدفون شد.
کتاب ها
1. انیس المقلّدین، که سیّدابوالقاسم صفوی اصفهانی آن را جمع آوری و تدوین نموده است
2. حاشیه بر تبصره علاّمه
3. حاشیه عروه الوثقی
4. حاشیه نجاه العباد (تألیف صاحب جواهر)
5. ذخیره الصّالحین
6. ذخیره العباد، مطبوع
7. شرح کفایه الاصول
8. منتخب الرّسائل
9. مناسک حج
10. وسیله النّجاه، یک دوره فقه در دو مجلّد که شاگردش سیّدابوالقاسم صفوی آن را ترجمه نموده، و صراط النّجاه نامیده است.
11. وسیله النّجاه صغری

 
ملا محمد ( محمد شریف ) شریف العلماء مازندرانی

ملا محمد شریف مازندرانی ملقب به شریف العلماء  فرزند ملا حسنعلی آملی ،  از فقها و دانشمندان برجسته شیعی در قرن سیزدهم هجری است. وی در کربلا ساکن بود و از علمای بزرگ زمان خود از جمله آقا سید محمد مجاهد و سید علی حائری صاحب ریاض بهره گرفت و در کربلا به تدریس فقه و اصول پرداخت.جلسه تدریس او بسیار پر رونق و معروف بود و  در درس او بیش از هزار تن از فضلا حاضر می شدندکه از جمله  می توان به شیخ مرتضی انصاری ، سعید العلما بارفروشی ، ملا آقا دربندی ، سید محمد شفیع جاپلقی سید ابراهیم صاحب ضوابط و آخوند ملا اسماعیل عقدایی یزدی اشاره کرد.
شریف العلما در سال 1245 بر اثر ابتلا به طاعون در کربلا وفات نمود و قبرش در خانه ای نزدیک صحن حرم حضرت امام حسین علیه السلام است.
کتاب ها
1- رساله جواز امر الامر مع العلم بانتفاء الشرط
2- النسخ
3- بیع المعاطات


علی بن هلال بغدادی ( ابن بواب )

ابوالحسن علی بن هلال بغدادی معروف به " ابن بواب " و " ابن ستری " یکی از بزرگترین خوشنویسان جهان اسلام است.سال و محل تولد او معلوم نیست. او بیشتر عمر خود را در بغداد گذرانده و مدتي نيز در شيراز بوده است،
علت شهرت او به ابن بواب این است که پدرش نگهبان درب «بيت‌القضاء» و يا پرده‌دار دربار آل بويه بوده است.  او کار خود را  با نقاشي در خانه‌ها آغاز کرد، سپس به هنر كتاب آرايي پرداخت و خوشنويسي را نيز آغاز کرد. در همان زمان  تحصيلات خود  را ادامه داد به طوري كه درمقام واعظ دربار محمد منصور بغداد نيز مدتها مشغول بود. وي در زبان عربي اديبی  توانا بود و  اشعاري از وي باقي مانده‌است. او در جوانی به خاطر خط خوش ووسعت دانش و مهارتی که داشت  بهاءالدوله فرزند عضدالدوله ديلمي در روزگار آل بويه وي را كتابدار و امين كتابخانه خويش در شيراز كرد.
ابن بواب خط را نزد محمدبن‌علي شيرازي سمسمائي و محمدبن‌اسد مشق کرد و گویند که از دختر ابن مقله نیز تعلیم خط گرفت.  شاگردان معروف او عبارتند از: محمدبن عبدالملک و سید قاسم که آنها دارای شاگردانی مانند احمد بن فضل‌الله ترکستانی و عبدالمؤمن بن‌صفی‌الدین اصفهانی بودند که سرانجامِ آنان به استاد بزرگی چون یاقوت مستعصمی این هنر را منتقل کردند که سلسله دیگر خوشنویسان ایران و عرب و ترکیه به او برمی‌گردد به این ترتیب در شجره اجازات خوشنویسی یاقوت، عموم خوشنویسان از شاگردان ابن بواب بوده‌اند.
وي خط نسخ را گسترش داد و براي آن اصول جديدي وضع كرد؛ خطي كه ناسخ همه خطوط براي كتابت كلام خدا گرديد. اين خط كه در زمان ابن‌مقله و توسط وي اصول آن مطرح گرديد، مقبوليت يافت. ابن‌مقله آن را خط «بديع» ناميده بود. مي‌گويند خط نسخ از تركيب خط «جليل» و «طومار» يا از هر يك به صورت منفرد مشتق گرديده است. هر دو خط «جليل» و «طومار» از خط كوفي اخذ شده بود. چون اين خط براي استنساخ قرآن مجيد و كتب مختلف به جهت سهولت و راحتي خواندن و نوشتن مورد استفاده فراوان قرار گرفت، خط نسخ گفته و خوانده شد.
ابن‌بواب توانست قواعد نويني در خوشنويسي به وجود آورد و براي نخستين بار ميزان سنجش حروف را تحت قاعده «نقطه» درآورده، آن چنان كه هزار سال است براي خوشنويسان معيار تعداد نقطه‌اي مشخص براي كتابت سطح و در حروف رعايت مي‌شود.
درباره او نوشته اند که قرآن را از حفظ داشت و شصت و چهار (64 ) نسخه از قران را کتابت کرد. این هنرمند بزرگ  در  روز پنجشنبه جمادي‌الاول سال 413 ه.  ق . در بغداد درگذشت و در جوار مزار احمد ابن حنبل به خاک سپرده شد.
نمونه شعر
وارغب لنفسک ان تخط بنانها
خیرا تخلفه بدار غرور
فجمیع فعل المرء یلقاه غدا
عندالتقاء  کتاب المنشور
ترجمه: با توجه به خودت کاری کن تا از اثر انگشتان خویش بهترین آثاری را از خویش باقی بگذاری تا در این دنیا از تو به یادگار بماند. برای این که در رستاخیز ، آن روز که نامه عمل افراد را به دستشان می دهند کلیه کارهایی که در این دنیا از آنها اتفاق افتاده در آن ثبت و ضبط شده است.
آثار
1- در تركيه موزه توپقاپي، شعر سالمه‌بن جندل با امضا به تاريخ رمضان سال 413 ه ق و هم در آنجا دو صفحه به قلم طومار به خط وي موجود است.
2- در تركيه در گنجينه اوقاف موزه آثار تركيه كتاب «بزوغ‌الهلال» مورخ به سال 408 ه. ق.
3- در تركيه گنجينه اباصوفيه، جنگي در «آداب و حكم» با قلم ثلث.
4- قرآن مجيد كه در كتابخانه مرحوم حضرت آية‌الله نجفي مرعشي نگهداري مي‌شود. و  بنابر آنچه در پایان این نسخه آمده علی بن هلال آن را در سال 392 هجری در بغداد کتابت کرده است.
5- قرآن مجيد به صورت كامل و جامع از ابتدا تا انتها به خط وي كه بسيار سالم باقي مانده و در سال 391 ه•• . ق نوشته شده است. اين قرآن در مجموعه موزه چستربيتي ( CHESTER BEATTY ) دوبلين در ایرلند  نگهداري مي‌شود. اين قرآن در سال 1983 به صورت تصويري چاپ و در تعداد 200 نسخه در معرض فروش قرار گرفته است.

 
سید رضا غریفی بحرانی ( صائغ )
سید رضا بن سید علی بن اسماعیل موسوی غریفی بحرانی نجفی معروف به " صائغ " از علما و فقهای شیعه در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری است. او در نجف اشرف ساکن بود و به تدریس می پرداخت. وی علاوه بر تسلط بر فقه و اصول و ادبیات عرب در علم انساب نیز خبره بود و آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در نجف اشرف از معلومات ایشان در انساب بهره برده است. وی در باره انساب خاندان غریفی کتابی به نام " الشجره الطیبه فی الارض المخصبه " به عربی تالیف نموده است. این کتاب از روی نسخه خطی که در کتابخانه آیت الله مرعشی در قم وجود داشت ، توسط محقق دانشمند حجت الاسلام سید مهدی رجائی اصفهانی تصحیح شده و در سال 1423 ه. ق به چاپ رسیده است.
سید رضا غریفی در سال 1339 ه. ق. در نجف درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.

ابو جعفر محمد تمار بصری
ابو جعفر محمد بن غالب بن حرب ضبی بصری تمار از محدثین اهل سنت در قرن سوم هجری است.او از ابونعیم و عفان حدیث نقل کرده و در سال 283 ه. ق.  در بغداد  از دنیا رفته است.

ابو محمد قاسم حریری
ابومحمد، قاسم بن على بن محمد بن عثمان حريرى  از ادبا و دانشمندان و شاعران  قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری در سال‌  446 ه. ق.   در  روستای المنان (مشان ) در نزدیکی  بصره به دنیا آمد.  او مردی متدين و دانشمند بود. در اوايل جواني به كسب علوم ادبي و ديني پرداخت و از محضر استادانى چون ابوتمام محمد بن حسن بن موسى مُقرى و ابوالقاسم فضل بن محمد بن على بن فضل قَصَبانى (متوفى 444ق) نحوى استفاده نمود
او به قبيله ربيعة الفَرَس (يا ربيعة بن نَزار) منسوب است و ظاهرا به سبب اشتغال يكى از اجدادش به بافت يا فروش پارچه حرير، به حريرى ملقب شده است و چون ساكن محله بنى حرام در بصره بود، عده‌اى او را حرامى مى‌خواندند. وى فردى برخوردار از ثروت بود و نخلستانى با هجده هزار نخل در منطقه مشان داشت.
حريرى در دربار خليفه عباسى به كتابت مشغول بود. وى همچنين صاحب خبر (بريد) بصره بود كه اين منصب تا پايان حكومت مقتفى لامراللّه (حك: 530- 555ق) در بين فرزندانش باقى ماند. 
او كتاب مقامات خود را در يكي از دربارهايي كه خدمت مي‌كرد نوشته و در سال 504ق به پايان برده است. گفته‌اند مردي زشت روی بود و به خاطر بیماری  در وقت فكر كردن ريش خود را مي‌كند با اين همه، محاسنِ مقامات حريري، كراهت شخصيِ نويسنده را از يادها برده است. خوشبختانه نسخة كهني از مقامات حريري به پارسي در دست است.
او را پس از بدیع‌الزمان همدانی ، حریری را برجسته‌ترین نویسندهی  مقامه می‌دانند. مقامات او پنجاه تاست که نگارش آن‌ها از ۴۹۵ق آغاز شد و در ۵۰۴ق به پایان رسید.
حریری در سال 516 ه. ق. در کوی بنی حرام بصره درگذشت. از او دو پسر بجای ماند و ابوالمنصوربن الجوالیقی گوید: نجم الدین عبداﷲ و قاضی قضاة البصرة ضیاءالاسلام عبیداﷲ دو پسر حریری مرا اجازت روایت مقامات دادند و نسبت حرامی از آن است که حریری در سکه ی حرامیه ساکن بود.
کتاب ها
1- توشیح البیان
2- مقامات حریری
3- دُرَّةالغَوّاص فى اَوهام الخَواص. ابن‌انبارى آن را با نام دُرَّة الغَوّاص فيما يلْحَنُ فيه الخَواص و خوانسارى با نام دُرَّة الغَوّاص فى اَغْلاط الخَواص آورده است،
4- قصيده‌اى تعليمى در باب نحو به نام مُلْحَةالاِعراب،
5- ديوان رسائل يا نامه‌ها،
6- مجموعه‌اى از اشعار حريرى، مُزَين به صنايع لفظى، از جمله لزوم مالايلزم، جناس و عكس، موجود است.

وجهی سنجاری
وجهی سنجاری معروف به  " وجهی کرد " . از شاعران و دانشمندان  اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است. او از کردهای عمادی سنجار در شمال موصل بوده و شعر فارسی را نیکو می سروده است.وی در شیراز ساکن بود و  در درس مولانا میرزا جان باغ نوی شیرازی علوم عقلی و نقلی  را آموخت. او شاعری اهل هزل و مطایبه بود و کتابیبه نام حماریه نوشت.غزلیات و رباعیاتی شورانگیز و عارفانه از او به جای مانده است. سال درگذشت او به دست نیامد اما تقی الدین اوحدی در تذکره اش می نویسد که تا سال 1010 ه. ق. زنده بوده است.
در برخی کتاب ها شرح حال او را با شاعر دیگری به نام علی اکبر وجهی ساکن اصفهان ( زنده تا 1083 ه. ق. ) و معاصر شاه سلیمان صفوی درآمیخته اند حال آن که بین این دو شاعر بیش از نیم قرن فاصله است.
نمونه شعر
دی پیر مغان آتش و صحبت افروخت
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت
از خرقه ی کفر رقعه واری  بشکافت
آورده بر آستین ایمان دوخت
علی تنوخی بغدادی

 
ابوالقاسم علي بن محمد بن ابوالفهم داود تنوخي بغدادی عالم، فقیه اديب و شاعر مشهور قرن چهارم هجري است او در سال 278 ه. ق. در شهر انطاكيه در شرق تركيه ‏ي امروزي به دنيا آمد. در دوران جواني به بغداد رفت و در آنجا به فراگیری علوم زمانه ی خویش مشغول شد. .  وی در علوم نحو، لغت، هندسه و ادبيات، از مشاهير عصر خود به شمار مي‏رفت. وي پس از بغداد به بصره رفت و به كار قضاوت  پرداخت و  به قاضي تنوخي شهرت يافت. تنوخی نزد سیف الدوله حمدانی محترم بود و در مدح سیف الدوله اشعاری سرود. وی از جمله کسانی است که در رد اشعار ابن معتز دال بر برتری بنی عباس بر اهل بیت نبوت (ع) جوابیه سروده است.
او علاوه بر كسب مراتب علمي، از بياني شيوا نيز برخوردار بود و به همين جهت در ميان بزرگان عراق به عنوان سخنوري برتر شهرت پيدا كرد. تنوخي در اصول معتزلی و در فقه حنفی بود .
تالیفات
1- کتاب العروض
2- علم القوافی
3- دیوان اشعار
وی در روز هفتم ربیع الاول 342 ه. ق. در بصره وفات یافت.

 

 
اماکن تاریخی

در طول تاریخ کشور عراق کنونی پیوسته و وابسته به تاریخ ایران بود،  تا اینکه در قرون جدید مدتی به اشغال عثمانی و سپس استعمار انگلیس قرار گرفت،  ولی در همین مدت همچنان به هر صورت از نظر فرهنگی همچنان کم و بیش با ایران یکی بود.
آثار تمدن های باستانی، در سرتاسر شمال و بخش میانی و جنوب «عراق» پراکنده است. مهم ترین این آثار عبارتند از:


شهر آشور
در 100 کیلومتری جنوب شهر «موصل» پایتخت شمال عراق و در سمت راست «رودخانه ی دجله»، خرابه های شهر «آشور»، پایتخت باستانی امپراتوری آشوریان قرار دارد. این شهر که قلعه ی آن در اثر کاوش های باستان شناسان سر از خاک برآورده، امروزه به نام «قلعه ی شَرقاط» مشهور است. علاوه بر این، تعدادی معبد و به ویژه معبد با برج گردان آن، از شهرت ویژه ای برخوردار است.









شهر کالح
این شهر دومین پایتخت امپراتوری آشوریان است که در سمت چپ رودخانه ی دجله و در فاصله ی 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر «موصل» واقع است. خرابه های این شهر باستانی، امروزه به نام «خرائب نمرود» شهرت دارد و در نیمه ی قرن نوزدهم میلادی از زیر خاک بیرون آورده شد. از این شهر آثار باستانی مهمی بیرون آورده شده که بسیاری از قطعات آن زینت بخش موزه های جهان است.
















نینوا
شهر «نینوا» و آن آخرین پایتخت امپراتوری آشوریان است که خرابه هایش در سمت چپ رودخانه ی دجله و در برابر شهر موصل کنونی قرار دارد، به گونه ای که هنگام ورود به شهر موصل باید از میان دیوارهای قطور برج و باروی آن گذشت. این شهر در سال 1080 ق.م. پایتخت شد و به سرعت رو به توسعه گذاشت و در آن آثار معابد، کاخ ها، قلعه های عظیم و مجسمه های خدایان باستانی را می توان دید.









شهر حَضَرْ
این شهر که در آغاز یک پادگان نظامی بود، بعدها به تدریج به شهر مهمی تبدیل گردید. شهر «حضر» در قرن اول پیش از میلاد در 140 کیلومتری جنوب غربی «موصل» و در دشت محصور میان دو «رودخانه ی دجله» و «فرات» ساخته شد. در این شهر امروزه آثار باستانی جالب توجهی را می توان دید که عبارتند از: قلعه های سنگی، کاخ ها، معابد، مقابر حکّام، پادشاهان، ‌مجسّمه های خدایان و...

















طاق کسرا یا شهر تیسفون
این شهر پایتخت امپراتوری ساسانیان بوده و امروزه از آن پایتخت با عظمت و شکوه، تنها ایوان عظیم آن باقی مانده است. بر فراز آن، شکاف عمیقی را که به هنگام ولادت رسول خدا (ص) به وجود آمده است، می توان مشاهده کرد. این طاق در 30 کیلومتری جنوب «بغداد» و در سمت غرب «رودخانه ی دجله» قرار دارد. بلندی این طاق آجری 30 متر و گشادی آن 48 متر و قطر دیوارهای آن 7 متر و قطر دیوارهای آن 7 متر است و گفته می شود بلندترین طاق آجری جهان است. این شهر را که عرب ها «مدائن» می نامند، از تشکیل چندین شهر به وجود آمده. این کاخ عظیم را نخست شاپور ذُوالاکتاف در قرن سوم میلادی بنا نمود و بعدها انوشیروان آن را توسعه داد.

شهر بابل
مشهورترین پایتخت دوران باستان «عراق» است. این شهر در سال 2350 ق.م. به وجود آمد و به علت موقعیت سوق الجیشی اش، همواره مورد توجه سلسله های حاکم در عراق قرار داشته، از این رو چندین بار پایتخت شد. این شهر تا سال 538 ق.م. رونق داشت و در این سال به تسخیر کورش در آمد و به تدریج رونق و اعتبار گذشته ی خود را از دست داد. نام «بابل» «باب الله» یا «بیت الله» است که برگرفته از معبد مهمی است که در میانه ی این شهر ساخته شده بود و امروزه خرابه های آن دیده می شود. این شهر اینک در 90 کیلومتری جنوب بغداد و در فاصله ی چند کیلومتری شمال شهر «حلّه» قرار گرفته است و دارای خیابان های مستقیم و منظم است که با ماده ای شبیه قیر آسفالت شده است. خیابان اصلی شهر، که از دروازه ی شرقی آغاز و از میان شهر عبور می کند و به معبد بزرگ و کاخ ختم می گردد، همچنان پابرجاست و در دو سوی آن، دیوارهای بلندی قرار دارد که با نقوش حیوانات اسطوره ای تزیین شده است.
گویند بهشت های هفت گانه ی «بابل» که یکی از عجایب جهان باستان بوده، در کناره ی این شهر قرار داشته که امروزه اثری از آن بر جای نمانده است.




بُورسِیبا
در 15 کیلومتری جنوبی غربی شهر «حلّه»، به سمت «نجف»، تپّه ای دست ساخت از آجر، به ارتفاع 44 متر دیده می شود که به «برس نمرود» یا «برج نمرود» شهرت دارد و گفته می شود این تپّه ی برج گونه جایگاهی است که از روی آن نمرود، حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به آتش افکند و در دشت روبه روی این تپّه، زمین بسیار وسیعی دیده می شود که همچون آجر پخته می باشد و گفته می شود بر روی این زمین آتش نمرود برای سوزندان ابراهیم (علیه السلام) افروخته شده است.








کاخ اُخَیْضِر
در 55 کیلومتری جنوب غربی شهر «کربلا»، ساختمان پادگان نظامی یا کاخ عظیمی دیده می شود که در قرن گذشته، سالم از زیر خاک بیرون آورده شد. این ساختمان عظیم درون برج و باروی مربعی قرار دارد که طول اضلاع باروی آن 170 متر و ارتفاع آن 21 متر و قطر آن 4 متر است و در چهار گوشه ی آن چهار برج عظیم دیده بانی قرار دارد.
درباره ی تاریخ این ساختمان، میان محققان اختلاف نظر وجود دارد، برخی آن را از بناهای عصر ساسانی و گروهی آن را دیگر از ساخته های دروان عبّاسیان می دانند.

شهر حیره
در چند کیلومتری شهر «کوفه»، آثار و خرابه های شهر «حیره» پایتخت پادشاهان مناذره قرار دارد. این سلسله از پادشاهان دست نشانده ی امپراتوری ساسانیان بودند و از مرزهای غربی امپراتوری ساسانی دفاع می کردند. گفته می شود ساختمان های کوفه پس از ظهور اسلام و فتح «عراق» از آجرهای این شهر ساخته شده است. امروزه می توان آثار یک شهر کامل، ولی مخروبه از خیابان ها، کوچه ها، کلیساها و جز آن را در آن مشاهده کرد.

اور
بنا به گفته ی باستان شناسان، این شهر که «اور کلدانیین» نام دارد، کهن ترین شهر جهان به شمار می رود و در پنج هزار سال قبل از میلاد ساخته شده است. این شهر امروزه در سمت غرب «رودخانه ی فرات» و در 15 کیلومتری جنوب شهر «ناصریّه» مرکز استان «قادسیّه» قرار دارد و مهم ترین آثار باقیمانده از آن دوران، «برج زیگُورات» آن است که نخستین نمونه از این گونه برج ها در جهان کهن می باشد.


















شهر سامرا
شهر سامرا در کرانه شرقی رود دجله،  120 کیلومتری شمال بغداد میان راه بغداد ـ تکریت،  حد فاصل روستای کرخ فیروز یا کرخ یاجدّا در شمال،  و قریه مطیره در جنوب،  قرار دارد.  در حال حاضر این شهر مرکز استان صلاح الدین است،  که از شرق به استان تمیم (کرکوک)،  از شمال به نینوا،  از غرب به استان الانبار،  و از جنوب به بغداد محدود می شود. جمعیت امروزه آن حدود 150 هزار نفر می باشد،  و بدلیل نا آرامی های این دهه کشور عراق، جمعیت شهر رو به افزایش است.  در متون تاریخی، این شهر با نام‌ هایی چون: سامره، سامراء، سامراه، سُرّمن رأی، سرور من رأی، ساء من رأی، عسکر، زوراء، تیرهان و ناحیه مقدسه نامیده شده است.
سامراء مانند شهر های دیگر عراق،  قدمت دیرینه ای دارد،  برخی بنای آن را از زمان سلسله هخامنشیان می دانند،  برخی نیز بنای شهر جدید را شاپور ذوالاکتاف دانسته اند.  گویا شهر کهن سامرّا است،  امروزه خرابه هاى این شهر در فاصله کوتاهى از شمال سامرّا نمایان است.  از ویژگى هاى این شهر خیابان کشى هاى منظم و مستقیمى است،  که نمونه آن در شهر های دوران ساسانی دیده می شود،  و در عراق کمتر یافت مى شود.  به گفته یاقوت حموی، سامراء را سام بن نوح ساخته است،  و شاید وجه تسمیه آن به سامرا نیز همین باشد،  واژه پارسی سام راه یعنی راه عبور و مرور سام فرزند نوح،  و یا  سام را یعنی شهری که برای سام ساخته شده است.  برخی گفته اند شاید شام راه بود،  یعنی راهِ شام،  زیرا در گذشته اگر کسی قصد سفر به شام داشت،  باید از عراق، بغداد و سامرا عبور می کرد.  برخی نیز سامرا را نامی آرامی دانسته اند،  که در متون کهن رومی سومرا نوشته شده است.  در شاهنشاهی ساسانیان، این منطقه التیرهان نام داشت،  و زیر سلطه ایران بود،  و مردم آن به پرداخت مالیات به پادشاهان ایرانی ناچار بودند.  مورخان یکی از دلایل وجه تسمیه آن به ساءمره (محل حساب) را همین موضوع دانسته اند.


 سامرا >> سومرا >> سو = قرمز + مرا = تپه، بلندی،  در کل می شود تپه قرمز، بلند قرمز.



در این شهر گورستانی کاوش شده،  که قدمت آن به هزاره دوم خورشیدی ایرانی می رسد، که وجود تمدن کهن شهر نشینی را ثابت می کند.  در حفاریها آثاری بدست آمده،  که نشان می دهد در دوران حکومت اشکانیان،  سامراء از مراکز تمدن بوده است.  در دوران شاهنشاهی ساسانیان، به لحاظ موقعیت مناسب آب و هوایی،  همواره مورد توجه پادشاهان ایران بود،  و بنا های با شکوهی ساختند،  که امروزه بقایای برخی از آن ها باقی است.  با تسلط رومیان بر این منطقه مردم آن به مسیحیت گرویدند،  و به دنبال جنگ های ایران و روم،  این شهر دچار آسیب های کلی شد.  سامراء همراه دیگر شهر های عراق در سال 14 هـ، ق بدست مسلمانان افتاد.  از این هنگام تا پایان قرن دوم هجری تنها یک دیر در سامراء وجود داشت.  البته برخی از خلیفه های اسلامی از جمله منصور و هارون کوشیدند آن را آباد کنند،  و حتی هارون قصری اطراف آن ساخت و کانالی در آن حفر کرد.  از آن هنگام تا دوران معتصم (قرن سوم هجری)، از سامراء سخنی در منابع نیست تا آن که خلیفه به احیاء و تجدید بنای این شهر پرداخت.  در 221قمری معتصم در آن شهر قصری ساخت،  و آن را به غلام خود اشناس بخشید.
 از آن زمان پایتخت خلافت عباسی بین 221 تا 276 قمری به سامراء انتقال یافت،  این شهر در دوره معتصم بسیار آباد شد،  و به اوج شکوفایی و جلال خویش رسید.  معتصم دیوار بزرگ و ضخیمی از آجر پیرامون آن و قصری برای سکونت خود ساخت،  و در کنار آن بازار، کاروان سرا و مسجد برپا کرد،  و هر یک از سردارانش را دستور داد تا عمارتی بنا کنند.  در دو سمت رود هر یک از خلیفه ها کاخ ها و بنا های زیبایی ساختند،  کاخ های متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جای داشتند.  در سمت غرب دجله هم کاخ ها و بنا های زیادی ساخته شد.  هر یک از خلیفه ها پول های هنگفتی، که عمدتاً افسانه آمیز است،  در ایجاد کاخ ها و گردش گاه ها صرف می کردند. سامراء هنگام مرگ معتصم به اندازه ای باشکوه و آباد بود، که با بغداد پهلو می زد.  واثق و متوکل، فرزندان معتصم، نیز در آبادانی آن کوشیدند.  هزینه هایی که صرف آبادانی این پایتخت شده به دویست میلیون درهم می رسید.

 


مدت 59 سال،  220 - 279 هـ،  هشت نفر از خلفای عباسی در سامرا بودند:
1-  معتصم 218 - 227 هـ،
2-  واثق 227 - 232 هـ، 
3-  متوکل 232 - 247 هـ، 
4-  منتصر 247- 248 هـ، 
5-  مستعین 248 - 252 هـ، 
6-  معتز 252 - 255 هـ، 
7-  مهتدی 255 - 256 هـ، 
8-  معتمد 256 - 279 هـ. 

 
در این سال‌ها،  سامرا همواره دستخوش درگیری‌ های داخلی و جریان‌ های سیاسی بود،  اما این خلیفه ها در آبادانی و شکوفایی سامرا کمی سهم داشتند. معتضد بالله شانزدهمین خلیفه عباسی سامراء را رها کرد،  دوباره به بغداد برگشت،  و پایتخت خلافت اسلامی را به بغداد انتقال داد.  از این زمان بود که شهر دچار ویرانی و تخریب شد،  متوکل مسجد جامع و مناره ملویه ای در سامرا بنا کرد،  و شهر موقعیت ویژه ای یافت، به خصوص که این خلیفه تلاش زیادی در آباد کردن شهرو ساختن قصرها انجام داد.  از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصرحاضر،  در منابع از سامرا سخن چندانی نیست،  اما براساس گفته های سیاحان زمان پادشاهی قاجار،  این شهر دارای سه دروازه بود،  یکی دروازه بغداد، دیگری دروازه شریعه (جایی که مردم از شط می توانند آب بردارند)،  و سومی دروازه قاعد که نام قبیله ای از عرب بود.  ادیب الملک از کسانی است که در دوره قاجار این شهر را دیده و چنین می ستاید:  هوای سامره چون بهشت است و خاکش عنبر سرشت. اکثر از سنگ ریزه هایش سلیمانی است و سبز و زرد و مرجانی، زیرا که از کثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طریق مصفا شود.  محمد شاه هندی، از پادشاهان هند، در این شهر قلعه ای مستحکم با دیوار هایی استوار و بلند از گچ و آجر ساخت و برج های بسیار محکمی در اطرافش قرار داد. البته چندین قلعه در این زمان هم چنان پابرجا بوده است.

آثار تاریخی سامرا
 قصر های تاریخی سامرا،  که اکنون آثاری از بعضی آنها باقی است:
1 -  قصر الاحمدیّه،  کاخ ویژة پسر متوکّل، ابوالعباس احمد معتمد.
2 -  قصر الاشناس،  در غرب سامرای قدیم و در شمال سامرای امروز واقع،  و کاخ مخصوص اشناس ترک،  یکی      از سرلشگران عبّاسی بوده است.
3 -  قصر البدیع،  کاخی بزرگ و بلند که از فرط زیبایی به آن بدیع می گفتند.
4 -  قصر البرج،  قصری که متوکّل برای تأسیس آن ده میلیون درهم،  از بیت المال مسلمانان احتکار و اتلاف کرد.
5 -  قصر بزکوار یا بلکوار،‌  کاخ مخصوص معتز پسر دیگر متوکّل.
6 -  قصر البهو،  کاخی که برای ساخت آن،‌ 25 میلیون درهم از طرف متوکل پرداخته شد.
7 -  قصر التلّ،  برای ساخت این کاخ خلیفه پنج میلیون درهم از کیسة بیت المال پرداخت کرد،‌ این قصر را که تلّ العلیق و تلّ المخالی نیز می نامند،  حدیثی است بس دلکش و معروف که به حدیث التلّ و حدیث تلّ المخالی مشهور است.
8 -  قصر الجعفرى، متوکّل این کاخ را در نزدیکى سامرّاى قدیم ساخت،  در جایى که به آن ماحوزه مى گفتند و در کنار این کاخ شهرى را بنا نهاد که به آن متوکّلیه گویند،  بالاخره در همان کاخ نیز کشته شد و قصرش قبرش گشت.
9 -  قصر الجصّ،  همان قصرى که در جلو آن ابومنصور بختیار،  پنجمین حاکم از حکام آل بویه را پس از دستگیرى کشتند.
10 -  قصر الجوسق،  متوکّل براى ساخت این کوشک نیز پانصد هزاردرهم از بیت المال اختصاص داده بود.
11 -  قصر الحیر،  این کاخ نیز یکى دیگر از عشرتکده هاى متوکّل بود،  که براى تاءسیس آن چهار هزار درهم مصرف شده بود.
12 -  قصر حمران،  کاخى بوده نزدیک قصر معشوق در سامرّا.

یاقوت حموی می گوید: (( قصر حمران دربادیه بین عقبه وقاع در مسیر واقع شده است تعداد اندکی از حاجیان در رفتن به سفر حج از این مکان قدم می گذرند.))
ربیعه بن مقروم ضبی می گوید: ((قصر حمران نیز دیهى نزدیک معشوق در باختر سامرا است میان آنجا و تکریت یک مرحله راه است. حمران، نیز نام آبى است در سرزمین رباب که مالک پسر ریب مازنى و دوست او که ابو حردب خوانده مى شد مالک آن بودند.))
13 -  قصر الخاقانى،  قصرى که با نام خاقان عرطوج یکى از سرداران بنام عباسى نامیده شده و به جوسق خاقانى نیز معروف است.
14 -  قصر الشاه،  یا کاخ شاه.
15 -  قصر شبداز،  یا شبدیز،  یکى دیگر از کاخ ‌هاى متوکّل در سامرّا.
16 -  قصر الصبح،  متوکّل براى ساخت این کاخ نیز پنج میلیون از کیسه گشاد خلافت پرداخت تا عشرتکده اى دیگر براى خودش ساخت.
17 -  قصر العمرى،  کاخ عمر بن فرج والى مدینه از طرف معتصم و متوکّل.
18 -  قصر العروس،  با سى میلیون درهم که از بیت المال حرام شد ساخته شد.
19 -  قصر العاشق،  یا قصر معشوق که به هر دو نام معروف است و بقایاى آن هنوز هم در سامرّا دیده مى شود.
20 -  قصر الغریب،  عمارتى دیگر در سامرّا که متوکّل ده میلیون از بیت المال را به خاطر آن حرام کرد.
21 -  قصر الغرد،  کوشکى که متوکّل در کنار دجله ساخت.
22 -  قصر القلائد،  که قبة المنطقه نیز نامیده شده است.
23 -  قصر الکویر،  کاخى در ساحل دجله در مقابل قصر عاشق.
24 -  قصر اللؤ لؤ،  یکى دیگر از کاخ ‌هاى متوکّل که پنج میلیون درهم نیز براى آن حرام کرده بود.
25 -  قصر المختار،  متوکّل براى ساخت این کاخ نیز پنج میلیون درهم از بیت المال را حرام کرد.
26 -  قصر المتوکّلیه،  در شهر متوکّلیه سامرّا و در کنار کاخ جعفرى.
27 -  قصر المطیره،  یا کاخ افشین.
28 -  قصر المحمدیه،  این کاخ را متوکّل براى پسرش محمد ساخته بود.
29 -  قصر المحدث.
30 -  قصر الوحید.
31 -  قصر الهارونى.
32 -  قصر ایتاخ.
33 - قصر وصیف.

 
ده ها قصر دیگر نیز در سامرّا ساخته شده بود،  که هر یک مخصوص یکى از دولتمردان و سرداران عباسى بود.
قبل از ظهور دین اسلام سامرّا نزد پیروان حضرت عیسى مسیح هم مقدس بود،  و جاى جاى آن دیار معابد و کنشت ها و صومعه ها وجود داشت،  که امروزه جزء آثار باستانى سامرّا محسوب مى شوند.  نویسنده موسوعة العتبات المقدسة، در فصل اول از کتابش (ج 12، ویژه سامرّا)،  از هر یک به تفصیل و تطویل نوشته،  تنها نام آنها اشاره مى نویسم:

1 -  دیر سامرّا،  2 -  دیر مرمارى،  3 -  دیر سوسى،  4 -  دیر باشهرا،  5 -  دیر عبدون،  6 -  دیر عبّاغى،  7 -   دیر العذارى،  8 -  دیر العلث،  9 -  دیر عمر نصر،  10 -  دیر مرماجرجس.
                              

عکس آثار باقی مانده یک قصر سامرایی،  بیشتر آنها برابر با بنا های خیره کننده حیره ساخته شده،  و تزئینات و نور پردازی بخوبی انجام شده است.
قصر معشوق
قصر معشوق،  در بخش غربی رود دجله و در فاصله 15 کیلومتری سامره است،  در سال 263 هجری برابر با 876 میلادی ساخته شده است.  ساختمان خوب و منظره و چشم انداز عالی دارد،  معتمد آنرا قصر معشوق نام نهاد،  و ابن جیره و ابن بطوطه این موضوع را تأیید کرده اند.  مردم در قرن های بعدی آنرا عاشق نامیدند.  این قصر بدلیل برج های پهن که دارد دژهم نامیده می شود،  16 برج که از داخل بخاطر فرو ریختگی سقف اتاقها درهم شده اند.  قصر در زمین مستطیل شکل  بر سکویی بلند بنا شده،  و دور تا دور آن دیوار های بلند،  بعرض بیش از دو نیم متر و ارتفاع بیست متر است.  ورودی قصر در شمال شرقی بشکل شیب دار،  و با آجر و کج ساخته شده است،  شیب آن تا رسیدن به اتاق های قصر ادامه دارد.  یکی از اتاقها سالن ارش با مجموعه ای از اتاقها است،  که مخصوص خدمه و گاردها بوده،  حمام و سرویس های بهداشتی در آن قرار دارد.   در این قصر لوله هایی یافت شده که برای تصفیه آب بکار می رفته، دور تا دور قصر خندق هایی است،  که آب مورد نیاز قصر و ساکنان را تأمین می کرده. زمانیکه پایگاه خلافت عباسی به بغداد منتقل شد،  این قصر متروکه نماند و بعنوان پادگان نظامی استفاده شد،  و بنا های دیگر به آن اضافه گردید.

گنبد مادر،  گنبدی هشت گوش و آجری،  که در سمت غربی رود دجله،  و بر تپه ای بنا شده است،   فاصله آن تا قصر معشوق یک و نیم کیلومتر می باشد.  این گنبد به دستور مادر خلیفه معتضد،  بمنظور دستگاه او ساخته شده است،  در زیر آن خلیفه ممتد و خلیفه مقتدی دفن شده اند.
برج فانوس عباسی،  در ده کیلومتری سامرا به ارتفاع دوازه متر،  جهت هدایت کشتیها از دجله بسمت رودخانه قاتور  بنا شده است.  خلیفه متوکل یک طبقه آجری به آن افزود،  و آنرا با گچ تزئین نمود،  امروزه فقط اثری از آن برج باقی مانده است.


تپه باستانی سوان
تپه سوان،  یکی از قدیمی ترین آثار کهن سامرا است،  و وجود اولین انسان های شهر نشین را نشان می دهد،  این تپه در سمت شرقی دجله و در فاصله 10 کیلومتری سامرا است.  حفاریها نشان از وجود دهکده ای پیشرفته دارد،  که به عصر حجر در نیمه دوم هزاره شش ق.م، مربوط است.  این دهکده خندق های دو جداره دفاعی داشته،  که ورودی آنها بمنظور اشکال دفاعی منحنی شکل بوده است.  ساختمان های این دهکده بزرگ بوده و بعضی معبد و بعضی محل کار و انبار و خانه ها بوده اند،  بین ساختمانها خیابان های اصلی و فرعی وجود دارد.  از کانال های خاک رس برای تصفیه آب استفاده می شد،  ساکنان سوان جایگاه اجتماعی اقتصادی خوبی داشتند،  کشاورزی و صید و دامداری می کردند.  زیر ساختمان ها قبر های زیادی یافت شده، کودکان در کوزه های مرمری یا گلی یا در سبد های پیچیده شده از قیر،  و بزرگترها در گودال های بیضی شکل در حالت پیچیده دفن می شدند.   تکه های سفال مرمر یا گلی و گچی از مهمترین آثار کشف شده این محل است،  که بر آنها اشکال تزئینی هندسی و حیوانی یا گیاهی دیده می شود.  مجسمه هایی از گچ و گل یافت شده،  مهره ها و اسلحه های مسی و لوازم سنگی بزرگ و لوازم کشاورزی،  و آثار زیر خاکی ماقبل از تاریخ مختلف بدست آمده است.

عکس مقبره تاریخی سردابی
این مقبره ها در ایران و عراق کم نیستند،  تعدادی از آنها جولانگاه جانوران شده اند.  در این عکس انبوه خفاشها دیده می شود،  در نهایت فضله آنها باعث تخریب کامل آرامگاه خواهد شد.  سومریها و ایلامیها با چه نیتی مردگان یا اجداد باستانی ما را در اینجاها گذاشتند،  مرده ها هم چند هزار سال آرامش داشتند،  تا اینکه در این چند دهه گذشته کشف شدند،  اشیا را بردند،  و جایش را اینگونه کردند.
 


  شهر بصره
بصره نخستين شهر اسلامى ساخته شده در عراق در سال 14 ه.است.اين شهر تاريخ اسلامى كهن دارد و نقش مهمى در تاريخ و علوم اسلامى ايفا كرده و مركز يكى از مدارس مهم فقه و كلام و زبان عربى به شمار مى‏رفته است.
مراكز ديدنى بصره
1-مسجد جامع بصره،كه به‏«مسجد الامام على عليه السلام‏»شهرت دارد و نخستين مسجد ساخته شده در عراق است.حضرت على،امير المؤمنين عليه السلام پس از واقعه جمل در اين مسجد نماز گزارد و در باره آن پيش گويى نمود كه صدها سال بعد به وقوع پيوست و جزو غيب گوييهاى آن حضرت شمرده مى‏شود.امروزه از اين مسجد،تنها قسمتى از گلدسته و باروى آن باقى مانده است.
2-آرامگاه زيد بن صوحان،او از ياران با وفاى امير المؤمنين عليه السلام بود كه در سال 36 ه. در جنگ جمل به شهادت رسيد.آرامگاهش در«كوت الزين‏»بصره قرار دارد.
3-قبر حسن بصرى،او از تابعين و مشايخ مشهور صوفيه است كه در سال 21 ه.در مدينه متولد گرديد و درسال 110 ه.در بصره در گذشت و بر گور او ساختمانى كهن از قرن هفتم با گنبدى مخروطى قرار دارد.
4-ملا صدراى شيرازى،در يكى از اتاقهاى پيرامون قبر حسن بصرى،آرامگاه فيلسوف شهير ملا صدراى شيرازى قرار دارد كه در سفر حج در گذشت و در اين بقعه دفن گرديد.
5-قبر زبير بن عوام،او عمه زاده پيامبر صلى الله عليه و آله كه در جنگ جمل شركت فعال داشت ليكن در ميانه جنگ پشيمان گرديد و در هنگام فرار از ميدان جنگ به دست مردى به نام‏«ابن الجرموز»به هلاكت رسيد.حكومت عثمانى براى گور او كه در بيابان بود،ساختمانى ساخت كه پيرامون آن،امروزه شهرى است‏به نام‏«الزبير»كه در 30 كيلو مترى بصره قرار دارد.
 
شهر نجف
آثار تاريخي نجف اشرف
قصر خُوَرنق

اين قصر توسط نعمان بن امرؤالقيس، از پادشاهان لخم، براي اقامت يزدگرد يا بهرام در دو كيلومتري نجف ساخته شده است. خورنق بيشتر به سبب داستان سنمار معروف است زيرا وقتي كار ساختن قصر به پايان رسيد نعمان معمار آن، سنمار، را از بين برد تا كسي به راز اين بنا پي نبرد. در شعر عصر جاهلي عرب قصر خورنق يكي از عجايب سي گانه جهان شمرده مي شود كه ساخت آن شصت سال به طول انجاميده است.
در وجه تسميه خورنق گفته اند: « كلمه اي است ايراني و از هو ـ ورنه: داراي بام يا خُورنه به معناي جاي سور و ضيافت گرفته شده است ».  برخي گفته اند كه از فارسي « كوورنه » به معناي ساختمان مسقف زيبا يا از خوردن گاه(محل خوردن و نوشيدن) است. و برخي هم گفته اند لغت عربي است و معناي آن مزرعه است. در اين جا كليسايي نيز توسط نعمان ساخته شده بود.
قصر خورنق تا زمان فتح عراق توسط مسلمانان در اختيار دست نشانده هاي حكومت ساساني بود. پس از آن دوران حاكمان مسلمان، يكي پس از ديگري، در توسعه و ترميم آن كوشيدند.
در دوره بني عباس، سفاح اين قصر را به ابراهيم بن سلمه، يكي از داعيان عباسي، به عنوان اقطاع واگذار كرد و او براي اين كاخ گنبد زيبايي ساخت. پس از دوران منصور، قصر خورنق رو به ويراني رفت. تا چندي پيش برخي از پايه هاي آن قصر باقي بود اما امروزه اثري از آن نيست.


قلعه نجف
نجف داراي قلعه اي مستحكم از عصر عثماني ها بود كه حاج محمد حسين خان صدر اعظم اصفهاني ديوار آن را تجديد كرده و دو در نيز براي آن گذارده بود. يك سمت ديوار آن رو به مسجد كوفه با شش متر طول و سمت ديگر روبه وادي السلام با هفت متر طول بود. اين قلعه با آجر ساخته شده بود و در دوران عثماني به عنوان سربازخانه از آن استفاده مي شد. قلعه نجف تا دوره قاجار كاملاً پابرجا بود و ناصرالدين شاه و ساير سفرنامه نويسان عصر قاجار آن را ديده و توصيف كرده اند. دروازه نجف در كنار ديوار قلعه قرار داشت و اطراف آن را بازارها تشكيل مي دادند. يكي از راه هاي ورودي صحن نيز از همين قلعه باز مي شد. به علت توسعه اطراف صحن، اين قلعه تخريب شده و اثري از آن نيست.

صفه صافي صفا
در منتهي اليه مغرب شهر نجف مرقد و مقام بزرگي قرار دارد كه به صفه صفا معروف است. اين صفه دو طبقه بود و حدود دويست متر بادروازه شهر فاصله داشت. از بالاي آن تمامي صحراهاي اطراف و فرات ديده مي شد. گويند در اين صفه قبر يكي از پادشاهان يمن قرار داشت و به همين سبب آن را صافي صفاي يماني خوانده اند. مرقد اين پادشاه در زيرزمين و طبقه هم كف قرار دارد. صافي صفا در جوار مقام امام سجاد(عليه السلام) واقع شده و هم چنان پا برجاست.

تكيه بكتاشيه
در كنار صحن مطهر، تكيه اي توسط عثماني ها ساخته شد كه به فرقه بكتاشيه تعلق داشت و شيخ ها و پيروان اين فرقه در آن جا ساكن مي شدند. بناي تكيه مستحكم و با سنگ هاي بزرگ ساخته شده كه به سمت شمال غربي، ايوان دوم حرم، باز مي شد. اين تكيه زمين هاي وقفي زيادي دارد كه در اجاره كشاورزان است. تكيه بكتاشيه را براي توسعه حرم تخريب كرده اند.

مقبره ذي الكفل
در 40 كيلومتري جاده نجف ـ حله، در كنار فرات، در يك آبادي به نام « ذي الكفل » پيامبر بني اسرائيل دفن شده است. اين پيامبر چون كفيل يهوديان بود او را ذي الكفل مي خواندند. در اين آبادي قلعه آجري كوچكي ست و قبر ذي الكفل داخل آن قرار دارد. يهوديان در قرن گذشته در آن منطقه بناهايي ساخته اند، ساكنان آن ناحيه كه يهودي و عرب بودند، بعدها همه به فلسطين رفتند. هرساله زائران يهود از نقاط مختلف به اين جا مي آمدند و يك ماه در آن جا ساكن مي شدند. در پشت اين مقبره مسجدي است كه گفته مي شود چهار نفر از حواريان در آن جا به خاك سپرده شده اند و قبر دختر ذي الكفل هم آن جا واقع است.
 


شهر بابل
آثارتاریخی شهر بابل
برج نمرود

در كنار شط، بالاتر از آبادي ذي الكفل، تپه اي قرار دارد كه بر فراز آن برجي از آجر ساخته شده و داراي سرداب و زيرزمين است. گويند حضرت ابراهيم(عليه السلام) را از اين محل به آتش انداخته اند. اين برج و تپه از آثار شهر باستاني بابل است و با وجود تخريب و فرسودگي هم چنان استوار مانده است.